ترجمه "foresee" به فارسی
از پیش دانستن, پیش بینی کردن, رویایی بودن بهترین ترجمه های "foresee" به فارسی هستند.
foresee
verb
دستور زبان
To anticipate; to predict. [..]
-
از پیش دانستن
verb -
پیش بینی کردن
verbI didn't foresee that she would be so good for him.
پیش بینی نکرده بودم که اون دختر می تو نه این قدر واسش خوب با شه.
-
رویایی بودن
verb -
پیش نگری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foresee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "foresee" با ترجمه به فارسی
-
قابل پيش بينی
-
آينده ای نه چندان دور، آينده ای نزديك
-
زیان قابل پیش بینی
-
دوراندیش
-
دوراندیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن