ترجمه "foreshadow" به فارسی

از پیش خبر دادن, از پیش سایه (ی شوم) افکندن بر, حاکی بودن بهترین ترجمه های "foreshadow" به فارسی هستند.

foreshadow verb دستور زبان

To presage, or suggest something in advance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از پیش خبر دادن

  • از پیش سایه (ی شوم) افکندن بر

  • حاکی بودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حکایت از چیزی کردن (معمولا چیز بد)
    • دلالت داشتن
    • شگون داشتن
    • قبلا اعلام کردن
    • نشانه (ی چیزی) بودن
    • نشانه بودن
    • پیش آگاهی دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foreshadow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "foreshadow" با ترجمه به فارسی

  • انذار، پیش آگهی، هشدار دادن، ترساندن، وعید · تصور قبلی · سایه افکنی
  • انذار، پیش آگهی، هشدار دادن، ترساندن، وعید · تصور قبلی · سایه افکنی
اضافه کردن

ترجمه های "foreshadow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه