ترجمه "foreshore" به فارسی
(بخشی از ساحل که هنگام مد زیر آب می رود) پیش کران, حاشیه ی ساحل (و آب), لب دریا بهترین ترجمه های "foreshore" به فارسی هستند.
foreshore
noun
دستور زبان
The part of a shore between high water and low water, especially the beach exposed at maximum ebb spring tides. [..]
-
(بخشی از ساحل که هنگام مد زیر آب می رود) پیش کران
-
حاشیه ی ساحل (و آب)
-
لب دریا
-
ترجمه های کمتر
- مرز آب
- موج شکن
- پیش کرانه
- کنار آب
- کنار ساحل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foreshore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن