ترجمه "forestage" به فارسی
پیش صحنه, (بخش جلو آمده ی صحنه ی نمایش که جلو پرده قرار دارد) فراپرده, جلو صحنه بهترین ترجمه های "forestage" به فارسی هستند.
forestage
noun
دستور زبان
The part of a theatre stage in front of the closed curtain. [..]
-
پیش صحنه
noun -
(بخش جلو آمده ی صحنه ی نمایش که جلو پرده قرار دارد) فراپرده
-
جلو صحنه
noun -
پیش پهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forestage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن