ترجمه "forestalling" به فارسی

رفع, مال اندیشی، احتکارگری، راهزنی بهترین ترجمه های "forestalling" به فارسی هستند.

forestalling noun verb دستور زبان

Present participle of forestall. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفع

    noun
  • مال اندیشی، احتکارگری، راهزنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forestalling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forestalling" با ترجمه به فارسی

  • (بازرگانی و بازار سهام - از راه پیش خرید و احتکار یا تبانی با سایر فروشندگان) احتکار کردن · (مهجور) جلوگیری کردن (با زور) · احتکار کردن، سلف خریدن، پیش خرید کردن · از پیش دانستن · بازار رندی کردن · بازداری کردن · راه بندی کردن · سبقت گرفتن بر · سلب کردن · قبل از دیگری (کاری را) کردن · قدغن کردن · قطاع الطریق بودن · مآل اندیشی کردن · منع کردن · پیشدستی کردن · پیشی گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "forestalling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه