ترجمه "foretaste" به فارسی
مقدمه, نمونه, (مزه ی اولیه ی هرچیز) پیش چش بهترین ترجمه های "foretaste" به فارسی هستند.
foretaste
verb
noun
دستور زبان
A taste beforehand. [..]
-
مقدمه
noun -
نمونه
noun -
(مزه ی اولیه ی هرچیز) پیش چش
-
ترجمه های کمتر
- آزمایش قبلی
- مشتی از خروار
- پیش درآمد
- پیش مزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foretaste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن