ترجمه "forethoughtful" به فارسی

محتاط, آینده نگر, مآل اندیش بهترین ترجمه های "forethoughtful" به فارسی هستند.

forethoughtful adjective دستور زبان

Having or full of forethought; provident; proactive; visionary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محتاط

    Serving in the South required forethought and ingenuity to get things done.

    برای خدمت در جنوب لازم بود همیشه دوراندیش و محتاط باشیم و از خود ابتکار به خرج دهیم.

  • آینده نگر

  • مآل اندیش

  • پیش اندیش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forethoughtful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forethoughtful" با ترجمه به فارسی

  • آینده نگری · احتیاط · اندیشه قبلی · تعمد · دور اندیشی · قصد قبلی · مآل اندیشی · نقشه ی قبلی · پیش اندیشی
  • آینده نگری · احتیاط · اندیشه قبلی · تعمد · دور اندیشی · قصد قبلی · مآل اندیشی · نقشه ی قبلی · پیش اندیشی
اضافه کردن

ترجمه های "forethoughtful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه