ترجمه "forewarning" به فارسی
تحذیر, علامت, فکر قبلی بهترین ترجمه های "forewarning" به فارسی هستند.
forewarning
noun
verb
دستور زبان
Present participle of forewarn. [..]
-
تحذیر
noun -
علامت
noun -
فکر قبلی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forewarning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forewarning" با ترجمه به فارسی
-
(از) پیش هشدار دادن · برحذر داشتن · پیش آگاهی دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن