ترجمه "forgather" به فارسی
(اتفاقا) برخوردن به, (اتفاقا) ملاقات کردن, (با: with) رفت و آمد کردن بهترین ترجمه های "forgather" به فارسی هستند.
forgather
verb
دستور زبان
(intransitive) To assemble or gather together in one place, to gather up; to congregate. [..]
-
(اتفاقا) برخوردن به
-
(اتفاقا) ملاقات کردن
-
(با: with) رفت و آمد کردن
-
ترجمه های کمتر
- انجمن کردن
- جلسه کردن
- سوار کردن
- معاشرت کردن با
- ملاقات کردن
- گردهم آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgather " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن