ترجمه "former" به فارسی

سابق, قدیم, اسبق بهترین ترجمه های "former" به فارسی هستند.

former adjective noun دستور زبان

first of aforementioned two items. Used with the, often without a noun. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سابق

    adjective

    previous

    The present feeling, though not so bright and poetic as the former, was stronger and more serious.

    این احساس حقیقی، گرچه مانند سابق درخشان و شاعرانه نبود، ولی جدیتر و قویتر جلوه میکرد.

  • قدیم

    previous

    The locked room, about which the spiritual life of the house revolved in former times

    همان اتاقی که در زمانهای قدیم زندگی روحانی این خانه بر محور پاشنهی آنجا میچرخید.

  • اسبق

    previous

    In Havana, the campus of a former naval academy

    در هاوانا، محوطه یک آکادمی اسبق نیروی دریایی

  • ترجمه های کمتر

    • اولی
    • قبل
    • پیشین
    • قبلی
    • باستانی
    • پيشين
    • دیسگر
    • سازگر
    • پیشانه
    • سازنده
    • (زمان) پیشین
    • (میان دو شخص یا دو چیز) اولی
    • تشکیل دهنده
    • سابق الذکر
    • شکل دهنده
    • گذشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " former " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "former" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "former" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه