ترجمه "formulation" به فارسی

تنظیم, دستورسازی, ادراک بهترین ترجمه های "formulation" به فارسی هستند.

formulation noun دستور زبان

The act, process, or result of formulating or reducing to a formula. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنظیم

    Much later, perhaps, she would formulate them and draw comfort from them.

    شاید بعدها میتوانست آنها را تنظیم کرده و آرامشی به دست آورد.

  • دستورسازی

  • ادراک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تبدیل بقاعده رمزی
    • قاعده سازی
    • قاعده پردازی، صورت بندی، تدوین، تنظیم
    • پی ریزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " formulation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "formulation" با ترجمه به فارسی

  • (اتکا یا اعتقاد به فرمول های علمی یا مذهبی و غیره) فرمول گرایی · دیسه گرایی · ریختاره گرایی
  • رجوع شود به formulate
  • (به طور دقیق و روشن) بیان کردن · (در فکر خود) پروردن · اختراع کردن · به صورت فرمول بیان کردن (یا درآوردن) · تاسیس کردن · تدوین کردن · تنظیم کردن · درست کردن · دیسه کردن · ریختاره دادن · ساختن · طرح ریزی کردن · فرموله کردن · مشخص کردن · نیک نما کردن · چاپ زدن
  • فرمول انتگرال مسیر
  • فرمولبنديهاي آفتكش · فرمولبنديهاي كود شيميايي · فرمولبندیها
  • فرمول بندی · فرمول سازی
  • مرحله طرح ریزی
  • فرمولبنديهاي آفتكش · فرمولبنديهاي كود شيميايي · فرمولبندیها
اضافه کردن

ترجمه های "formulation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه