ترجمه "formulary" به فارسی

دارونامه, دعانامه, وردنامه بهترین ترجمه های "formulary" به فارسی هستند.

formulary adjective noun دستور زبان

A pharmacopoeia or list of available drugs, particularly prescription drugs [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارونامه

    list of medicines; collection of formulas for the compounding and testing of medication

  • دعانامه

  • وردنامه

  • ترجمه های کمتر

    • (به ویژه در برخی کتاب های قدیمی) مجموعه ی کار دستورها (به ویژه دستور العمل های مذهبی)
    • (دارو سازی) فهرست داروها و دستور آمیختن آنها
    • دیسه ی پایا
    • فرمول ثابت
    • کار دستور ثابت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " formulary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "formulary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه