ترجمه "formulaic" به فارسی
(ادبیات حماسی و باستانی) دارای عبارات تکراری, (دارای عبارات) قالبی, فرمول دار بهترین ترجمه های "formulaic" به فارسی هستند.
formulaic
adjective
closely following a formula or predictable pattern; imitative, not original [..]
-
(ادبیات حماسی و باستانی) دارای عبارات تکراری
-
(دارای عبارات) قالبی
-
فرمول دار
Well, it's a formula.
ما يه فرمول داريم
-
ترجمه های کمتر
- مشتمل بر فرمول های مختلف
- کلیشه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " formulaic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "formulaic" با ترجمه به فارسی
-
فرمول اسکلتی
-
شیر خشک
-
فرمول تأیید اعتبار
-
(جمله ی پیش ساخته و ثابتی که در بیان ایمان مذهبی به کار می رود) ورد · (سخن و نگارش) عبارت قالبی · (عبارت یا تعارف) پیش ساخته · (مسابقات اتومبیل و موتور سیکلت رانی) رده · اشهد · خوراک نوزاد (که طبق دستور یا فرمول بخصوصی درست شده است) · دستور · دستور تهیه ی خوراک کودک یا دارو و غیره · دستور کار · دستورالعمل · دیسه · روش همیشگی · ریختاره · شیر بچه · شیوه ی معمول · فرمول · قاعده · کار دستور
-
فرمول یک
-
فرمول گل
-
فرمول های فصلی
-
(شیمی - فرمولی که ترتیب اتم های ملکول را نشان می دهد) فرمول ساختاری · فرمول ساختاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن