ترجمه "fort" به فارسی

دژ, قلعه, سنگر بهترین ترجمه های "fort" به فارسی هستند.

fort noun verb دستور زبان

A fortified defensive structure stationed with troops [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دژ

    noun

    fortified defensive structure stationed with troops

    Pick two good men and send them back to the soldier fort.

    دو تا از افراد رو بردار و برو به دژ نظامي.

  • قلعه

    noun

    Sultan Mehmet clearly revealed his intention by starting to build that fort.

    سلطان محمد با ساختن آن قلعه هدف خود را نمايان کرده است.

  • سنگر

    noun

    I will engage the enemy while Kaeso will take you back to the fort.

    من با دشمن درگير ميشم? وقتي " کائسو " شمارو به سنگر ميبره?

  • ترجمه های کمتر

    • پادگان
    • استحکامات
    • کلات
    • ساخلو
    • قوی
    • (امریکا) پادگان
    • استحکامات نظامی
    • قلعه (ی نظامی)
    • مستحکم (شده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fort proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Fort" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fort در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fort" با ترجمه به فارسی

  • بوستان آبی فورت وورث
  • موزه هنرهای معاصر فورت وورث
  • فرودگاه بینالمللی دالاس-فورت ورث
  • فورت ناکس (محل نگهداری شمش های طلای خزانه داری امریکا واقع در شمال ایالت کنتاکی)
  • پیانو
  • (دستور نواختن موسیقی) بلندتر بنوازید · (محکم ترین و کاری ترین بخش شمشیر میان قبضه و وسط تیغه) لبه ی تیز شمشیر · (ویژگی یا چیزی که شخص در آن مهارت دارد) نقطه ی قوت · آهنگ یا قطعه ی بلندآوا · برانگاه · حرفه · دست قوی · شغل · هنر · هنرمندی · پر صدا · پرجلوه · چیرگی · کالای ویژه
  • شهر فورت ورث (در ایالت تگزاس - امریکا) · فورت وورث
  • فورت وین
اضافه کردن

ترجمه های "fort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه