ترجمه "forte" به فارسی

هنر, برانگاه, پرجلوه بهترین ترجمه های "forte" به فارسی هستند.

forte adjective noun adverb دستور زبان

Loud. Used as a dynamic directive in sheet music in its abbreviated form, "f.", to indicate raising the volume of the music. (Abbreviated in musical notation with an f, the Unicode character 1D191.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنر

    noun

    The psicology is your " forte ", n'est-ce pas?

    نحوه ي کارتون و اينکه روانشناسي هنر شماست اينطور نيست ؟

  • برانگاه

  • پرجلوه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • هنرمندی
    • چیرگی
    • شغل
    • حرفه
    • (دستور نواختن موسیقی) بلندتر بنوازید
    • (محکم ترین و کاری ترین بخش شمشیر میان قبضه و وسط تیغه) لبه ی تیز شمشیر
    • (ویژگی یا چیزی که شخص در آن مهارت دارد) نقطه ی قوت
    • آهنگ یا قطعه ی بلندآوا
    • دست قوی
    • پر صدا
    • کالای ویژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "forte"

عباراتی شبیه به "forte" با ترجمه به فارسی

  • بوستان آبی فورت وورث
  • (امریکا) پادگان · استحکامات · استحکامات نظامی · دژ · ساخلو · سنگر · قلعه · قلعه (ی نظامی) · قوی · مستحکم (شده) · پادگان · کلات
  • موزه هنرهای معاصر فورت وورث
  • فرودگاه بینالمللی دالاس-فورت ورث
  • فورت ناکس (محل نگهداری شمش های طلای خزانه داری امریکا واقع در شمال ایالت کنتاکی)
  • پیانو
  • شهر فورت ورث (در ایالت تگزاس - امریکا) · فورت وورث
  • فورت وین
اضافه کردن

ترجمه های "forte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه