ترجمه "forthcoming" به فارسی

درشرف, زودآیند, صدیق بهترین ترجمه های "forthcoming" به فارسی هستند.

forthcoming adjective noun دستور زبان

(not comparable) Approaching or about to take place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درشرف

    adjective
  • زودآیند

  • صدیق

  • ترجمه های کمتر

    • پیشروی
    • موجود
    • آماده (ی مصرف)
    • آماده ی ارائه
    • بی شیله پیله
    • جلو آمدن
    • در دست تهیه
    • در دسترس
    • رک و راست
    • زیر چاپ
    • صمیمی و راستگو
    • قریب الوقوع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forthcoming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "forthcoming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه