ترجمه "fortification" به فارسی
استحکامات, بارو, سنگر بهترین ترجمه های "fortification" به فارسی هستند.
fortification
noun
دستور زبان
The act of fortifying; the art or science of fortifying places to strengthen defence against an enemy. [..]
-
استحکامات
nounGeneral Campan will move through the wood to seize the first fortification.
ژنرال کو میان باید برای تصرف استحکامات اول از میان جنگل پیشروی کند.
-
بارو
nounدژ
-
سنگر
His army surrounded Jerusalem and built “a fortification with pointed stakes,” making escape impossible.
لشکر او اورشلیم را محاصره کرد و ‹گرد آن سنگرها ساخت› و همهٔ راههای فرار را مسدود نمود.
-
ترجمه های کمتر
- استحکام
- تقویت
- حصار
- استحكام
- سنگربندی
- دژ
- (جمع) استحکامات
- استوار سازی
- مستحکم سازی
- نیرومند سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fortification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fortification" با ترجمه به فارسی
-
تقويتسازي مواد غذايي · تکمیلسازی مواد غذایی · غنیسازی مواد غذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن