ترجمه "fortis" به فارسی

(زبان شناسی - آواشناسی) سخت (در برابر: نرم lenis), آوای سخت بهترین ترجمه های "fortis" به فارسی هستند.

fortis adjective دستور زبان

(phonetics) strongly articulated (of a consonant), hence voiceless [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زبان شناسی - آواشناسی) سخت (در برابر: نرم lenis)

  • آوای سخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fortis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fortis" با ترجمه به فارسی

  • نَرِّه وال های چل بشکه ای. وال نر بالغ که بالغ بر چهل بشکه روغن دهد.
  • (هواشناسی) بخش توفانی و ابر زای اقیانوس میان عرض جغرافیایی 04 تا 05 درجه (به ویژه در نیمکره ی جنوبی)
  • (عامیانه) خواب کوتاه · خواب کوتاه · چرت · چرت کوتاه
  • (شیمی) اسید نیتریک · تیزاب · جوهرشوره · نیتریک اسید
  • کسانی که در هجوم طلایابی کالیفرنیا در 9481 شرکت کردند
  • (امریکا) چهل و هشت ایالت هم مرز ایالات متحده (آلاسکا و هاوایی دور افتاده اند) (lower 48 هم می نویسند)
  • اربعین · چهل · چهل تا · یک چهلم
  • خالسفید چهلخال
اضافه کردن

ترجمه های "fortis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه