ترجمه "forty" به فارسی
چهل, اربعین, یک چهلم بهترین ترجمه های "forty" به فارسی هستند.
forty
noun
adjective
numeral
دستور زبان
(cardinal) The cardinal number occurring after thirty-nine and before forty-one. [..]
-
چهل
numeral adjective nounthe cardinal number occurring after thirty-nine [..]
This book contains forty photographs.
این کتاب حاوی چهل عکس است.
-
اربعین
-
یک چهلم
adjective noun -
چهل تا
There are over forty names on this list.
بيشتر از چهل تا اسم تو اين ليست هست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Forty
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Forty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Forty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "forty" با ترجمه به فارسی
-
نَرِّه وال های چل بشکه ای. وال نر بالغ که بالغ بر چهل بشکه روغن دهد.
-
(هواشناسی) بخش توفانی و ابر زای اقیانوس میان عرض جغرافیایی 04 تا 05 درجه (به ویژه در نیمکره ی جنوبی)
-
(عامیانه) خواب کوتاه · خواب کوتاه · چرت · چرت کوتاه
-
(شیمی) اسید نیتریک · تیزاب · جوهرشوره · نیتریک اسید
-
کسانی که در هجوم طلایابی کالیفرنیا در 9481 شرکت کردند
-
(امریکا) چهل و هشت ایالت هم مرز ایالات متحده (آلاسکا و هاوایی دور افتاده اند) (lower 48 هم می نویسند)
-
(زبان شناسی - آواشناسی) سخت (در برابر: نرم lenis) · آوای سخت
-
خالسفید چهلخال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن