ترجمه "fortified" به فارسی

مستحکم ترجمه "fortified" به فارسی است.

fortified adjective verb

Simple past tense and past participle of fortify . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستحکم

    And it came to pass that this was done to fortify the land against the Lamanites.

    و چنین گذشت که این انجام شد تا آن سرزمین در برابر لامانیان مستحکم شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fortified " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fortified" با ترجمه به فارسی

  • استحکام پذیر
  • (ادعاها یا نکات خود را) اثبات کردن · (استدلال و غیره - با دلیل و مدرک و غیره) تقویت کردن · (برای دفاع نظامی) سنگربندی کردن · (شراب و غیره را با افزودن) تقویت کردن · (شیر و غیره را با افزودن ویتامین و غیره) غنی کردن · تقویت کردن · توانمند کردن · دژسازی کردن · زورمند کردن · قوی کردن · مستحکم کردن · نیرومند کردن · نیرومندکردن · کمربند بستن
  • مستحکم کننده
  • شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مشروبات تقويتشده
  • شراب تقویت شده · شراب تقویت شده (که میزان الکل آن بین 41 و 42 درصد است) · شراب قوی
  • (ادعاها یا نکات خود را) اثبات کردن · (استدلال و غیره - با دلیل و مدرک و غیره) تقویت کردن · (برای دفاع نظامی) سنگربندی کردن · (شراب و غیره را با افزودن) تقویت کردن · (شیر و غیره را با افزودن ویتامین و غیره) غنی کردن · تقویت کردن · توانمند کردن · دژسازی کردن · زورمند کردن · قوی کردن · مستحکم کردن · نیرومند کردن · نیرومندکردن · کمربند بستن
اضافه کردن

ترجمه های "fortified" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه