ترجمه "fortitude" به فارسی
شکیبایی, بردباری, ثبات بهترین ترجمه های "fortitude" به فارسی هستند.
fortitude
noun
دستور زبان
the mental strength that enables courage in the face of adversity [..]
-
شکیبایی
nounIt has taken me half a lifetime to find the fortitude to do something like that.
نصف عمرم طول کشید که من به شکیبایی برسم که همچین کاری انجام بدم
-
بردباری
nounthe future peace of mind enjoyable by the dear ones, depended on his quiet fortitude.
آرامش خاطر عزیزانش در آینده به بردباری کنونی او بستگی خواهد داشت.
-
ثبات
nounWe'll need all the fortitude you've got.
باید هرچقدر میتونی با ثبات باشی
-
ترجمه های کمتر
- نستوهی
- شجاعت خلل ناپذیر
- شهامت اخلاقی
- نستوه بودن
- پایداری سخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fortitude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fortitude" با ترجمه به فارسی
-
دل و جرات · قوت قلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن