ترجمه "fountainhead" به فارسی

منبع, خاستگاه, زاب بهترین ترجمه های "fountainhead" به فارسی هستند.

fountainhead noun دستور زبان

an abundant source of knowledge, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منبع

    noun
  • خاستگاه

  • زاب

  • ترجمه های کمتر

    • زایندگاه
    • مبدا
    • سرچشمه
    • (مجازی) منشا
    • (نهر و رودخانه و غیره) سرچشمه
    • اصل وسرچشمه
    • سر چشمه
    • منبع اصلی
    • منبع خبر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fountainhead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fountainhead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه