ترجمه "four-wheel" به فارسی
(وابسته به اتومبیلی که به جای دو چرخ هر چهار چرخ آن مستقیما از موتور نیرومی گیرند) دو دیفرانسیل, دو آسه, دو محور بهترین ترجمه های "four-wheel" به فارسی هستند.
four-wheel
adjective
دستور زبان
Having four wheels [..]
-
(وابسته به اتومبیلی که به جای دو چرخ هر چهار چرخ آن مستقیما از موتور نیرومی گیرند) دو دیفرانسیل
-
دو آسه
-
دو محور
-
چهارچرخه (four-wheeled هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " four-wheel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "four-wheel" با ترجمه به فارسی
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
دو آسه ای · دو محوری · مخفف : (اتومبیل) دو دیفرانسیلی
-
دو آسه ای · دو محوری · سرعت چرخشی · مخفف : دو دیفرانسیلی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
-
تراكتور با چهار چرخ متحرك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن