ترجمه "fourpence" به فارسی
(انگلیس), (سابقا) سکه ی نقره به ارزش چهار پنی, چهار پنس بهترین ترجمه های "fourpence" به فارسی هستند.
fourpence
noun
دستور زبان
A former British silver coin, worth four pence. [..]
-
(انگلیس)
-
(سابقا) سکه ی نقره به ارزش چهار پنی
-
چهار پنس
Fourpence of this went on tobacco for Nobby, and fourpence halfpenny on a loaf of bread
چهار پنس از این پول صرف توتون نابی میشد و چهار و نیم پنس برای خریدنان
-
چهار پنی
When I was a young man, mild beer wallop we used to call it was fourpence a pint.
وقتی جوان بودم، آبجو ملایم چت ولی چهار پنی بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fourpence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن