ترجمه "fourscore" به فارسی

هشتاد, هشتاد سال, هشتاد (بیست ضرب در چهار) بهترین ترجمه های "fourscore" به فارسی هستند.

fourscore adjective noun numeral

(archaic) Eighty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هشتاد

    adjective noun

    When they came to fourscore years, which is reckoned the extremity of living in this country

    گفت هنگامی که به هشتاد سالگی یعنی حداکثر عمر مردم آن کشور میرسند

  • هشتاد سال

    adjective noun

    nobody will care to interfere with an old fellow of hard upon fourscore when there are so many people there much better worth interfering with.

    کسی حوصلهء آن را نخواهد داشت که وقتی میتواند در کار این همه جوان مداخله کند، به سراغ پیرمردی نزدیک به هشتاد سال بیاید.

  • هشتاد (بیست ضرب در چهار)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fourscore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fourscore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه