ترجمه "fourpenny" به فارسی

به ارزش چهار پنی (یا چهار پنس), به اندازه ی سکه ی نقره ی چهار پنسی, چهار پنی بهترین ترجمه های "fourpenny" به فارسی هستند.

fourpenny adjective noun دستور زبان

(dated) Costing fourpence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به ارزش چهار پنی (یا چهار پنس)

  • به اندازه ی سکه ی نقره ی چهار پنسی

  • چهار پنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fourpenny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fourpenny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه