ترجمه "frankly" به فارسی
صادقانه, صراحتا, واقعا بهترین ترجمه های "frankly" به فارسی هستند.
frankly
adverb
دستور زبان
(manner) in a frank, open or (too) honest manner. [..]
-
صادقانه
Talking frankly is something we have to be very careful about.
صادقانه حرف زدن باید چیزی باشه در موردش بااحتیاط رفتار کنیم.
-
صراحتا
It's a complicated situation, and frankly, you've made it more complicated.
موقعيت پيچيده ايه و صراحتا بگم شما حتي پيچيده تر هم کردينش
-
واقعا
Frankly, I'm disappointed you never told me about any of this.
واقعا ناامیدم کردی ، چرا هیچ وقت بهم نگفتی.
-
ترجمه های کمتر
- رادمنشانه
- رادگرانه
- اگر راستش را بخواهی
- با بی پردگی
- به راستی
- به طور رک و بی ریا
- بی رودربایستی
- بی پرده
- صاف و پوست کنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frankly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن