ترجمه "free" به فارسی
آزاد, رها, بدون بهترین ترجمه های "free" به فارسی هستند.
free
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
Not imprisoned or enslaved. [..]
-
آزاد
adjectiveunconstrained [..]
Your heart is free. Have the courage to follow it.
قلب تو آزاد است. فقط شجاعت دنبال کردن آن را داشته باش.
-
رها
adjectivenot imprisoned
But leaving him free to attack again could not be the right thing either.
ولی اینکه او را رها کنم تا باز حملهور شود هم اشتباه بود.
-
بدون
adjectivewithout
You're taking a trip to a demon-free zone.
شما ميري سفر به منطقه ي بدون شيطان.
-
ترجمه های کمتر
- آزاد کردن
- آزاد ساختن
- بی کار
- رایگان
- مجانی
- مفت
- آسوده
- سخاوتمند
- آزاده
- آزادانه
- خلاص
- ازاد
- مختار
- فارغ
- رک
- بخشیدن
- راد
- راندن
- بددهن
- خودجاکن
- رادمنش
- غیرجبری
- وارستن
- راستگو
- غیردقیق
- رهانیدن
- صدیق
- پررو
- فراوان
- (از نظر تحرک) آزاد
- (باد) مساعد
- (بازرگانی) فارغ از دخالت دولت و انحصارات
- (به طور ناخوشایند و تحمیلی) خودمانی
- (حقوق) مبری از اتهام
- (در مورد درد و قرض و غیره) بی
- (زبان شناسی) تک واژ آزاد (تک واژی که می تواندتنها هم به کار رود مانند: boy که تک واژ آزاد است ولی به صورت boys و boyfriend هم درمی آید - در برابر: تک واژ وابسته (bound morpheme) 6
- (شیمی) ترکیب نشده (با چیزی دیگر)
- (طناب) نبسته 2
- (فلسفه) مختار
- (لوله و راه و غیره) باز 0
- (لوله یا راه گرفته را) باز کردن
- (مالیات و گمرک و غیره) معاف
- (موسیقی جاز) دارای بخش های فی البداهه (بی آماد) 5
- (وقت) آزاد
- آزاد از اتهام
- آزاد از زندان
- با آزادی
- با اشتیاق
- با خیال راحت 4
- بخشوده 9
- بری الذمه
- به میل خود (نه به زور یا به خاطر ملاحظه) 3
- بی بندوبار 7
- تبرئه شده
- د ازآ
- دارای اختیار 1
- در دسترس 2
- زنجیر نشده
- زیاد 5
- شل کردن
- عاری از
- غیر تحت اللفظی 0
- فارغ از سرنوشت (قضا و قدر)
- فارغ از مقررات یا سنت ها
- لگام گسیخته
- معاف کردن
- مفت 8
- موافق 4
- نیامیخته 3
- وارسته 6
- ول کردن
- پاک کردن
- کشور آزاد
- کشور مستقل
- گشاده دست
- گشوده 1
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " free " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Free
Free (Erika song)
-
آزاد- مجانی
تصاویر با "free"
عباراتی شبیه به "free" با ترجمه به فارسی
-
رایگان · مجانی · مجانی، رایگان · مفت
-
توصیف انشایی از خصوصیت ارزیابی شونده، روش تشریحی
-
معاف از عوارض گمرکی، معاف از حقوق گمرکی
-
رایگان · مفت
-
نرمافزار آزاد
-
ترابری پرداخته شده است · کلیه ی هزینه های ترابری توسط ارسال کننده پرداخت شده است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن