ترجمه "freely" به فارسی
رایگان, ازادانه, بطورازاد بهترین ترجمه های "freely" به فارسی هستند.
freely
adjective
adverb
دستور زبان
In a free manner. [..]
-
رایگان
adjectiveWe made it all freely available on the Web, just to —
ما آن راکاملا رایگان روی وب در دسترس قرار دادیم،
-
ازادانه
and it freely moves in this new position.
و این ازادانه در این موقعیت هم بچرخه.
-
بطورازاد
-
ترجمه های کمتر
- به ازادی
- بی منت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن