ترجمه "freelance" به فارسی
(گزارش گر یا عکاس یا هنرمند و غیره - ناوابسته به روزنامه یا موسسه ی به خصوصی) آزاد, آزاد کار کردن, به طور ناوابسته کار کردن بهترین ترجمه های "freelance" به فارسی هستند.
freelance
adjective
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To work as a freelance [..]
-
(گزارش گر یا عکاس یا هنرمند و غیره - ناوابسته به روزنامه یا موسسه ی به خصوصی) آزاد
-
آزاد کار کردن
-
به طور ناوابسته کار کردن
-
ترجمه های کمتر
- خود اشتغال بودن
- ناوابسته (freelancer هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freelance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freelance" با ترجمه به فارسی
-
خود اشتغال · کارمزدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن