ترجمه "freehanded" به فارسی
سخاوتمند, سخی, خوش قیافه بهترین ترجمه های "freehanded" به فارسی هستند.
freehanded
adjective
verb
adverb
دستور زبان
Openhanded; generous. [..]
-
سخاوتمند
-
سخی
-
خوش قیافه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دست و دل باز
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freehanded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freehanded" با ترجمه به فارسی
-
(نقاشی و رسم) کشیده شده با دست (نه به کمک ابزار) · اختیار تام · دست ساخت · صاحب اختیاری
-
فریهند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن