ترجمه "freezing" به فارسی
انجماد, سرد بهترین ترجمه های "freezing" به فارسی هستند.
freezing
adjective
verb
noun
دستور زبان
(literally) Suffering or causing frost [..]
-
انجماد
nounphase transition in which a liquid turns into a solid
You'd have to be exposed to freezing temperatures for hours to do something like this.
براي اين کار ، بايد ساعت ها در معرض دماي انجماد شديد قرار بگيري
-
سرد
nounBut all them people, freezing to death in the midnight icy water.
اما اون همه ادم ، نيمه شب تو آبِ سرد ، يخ زدن و مردن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freezing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freezing" با ترجمه به فارسی
-
دماي انجماد · سجشگاه · نقطه انجماد · نقطه ی انجماد (صفر درجه ی سانتی گراد یا 23 درجه ی فارنهایت) · نقطه ی سجش
-
خشککردن انجمادی
-
رژیمهای دمای خاک
-
عدم استخدامی
-
فراوردههاي منجمد خشك · فراوردههای خشکشده
-
(سینما و تلویزیون) قاب ایستایی · قاب ایستا
-
غلظت انجماد
-
آبگيري در حالت انجماد · خشكاندن تصعيدي · خشکاندن انجمادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن