ترجمه "frequentness" به فارسی
تکرر, تندی, سرعت بهترین ترجمه های "frequentness" به فارسی هستند.
frequentness
noun
دستور زبان
Quality of being frequent.
-
تکرر
If you add pain into the mix, fever, frequent urination could indicate a kidney problem.
تکرر ادرار اضافه کني ميتونه نشون دهنده مشکل کليوي باشه
-
تندی
-
سرعت
nounAs these dangers became more frequent their march became slower.
وقتی این خطرها فراوان و پی در پی شد، سرعت راهپیمایی اشان به کندی گرایید.
-
کثرت وقوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frequentness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frequentness" با ترجمه به فارسی
-
بسیارامدوشدکننده · بسیاردیدنی کننده · همیشه رو
-
اغلب · بارها · بسایندانه · به طور پی در پی · به کرات · دم به دم · غالبا · مکررا
-
تکرر ادرار
-
(اغلب) بودن در · (در اصل) پر · بس رخده · بسامدین · بسایند · تکرار شونده · دایم · دم به دم · زود زود · شلوغ · عادی · مداوم · مشتری شدن · مملو · مکرر · همیشه رفتن به · همیشگی · پی در پی · چند باره
-
سؤالات رایج
-
مرتبا، مکررا، بطور مدام
-
(اغلب یا مکررا) بودن (در جایی) · (غالبا) رفتن (به جایی) · بس رخداد · بسایند گری
-
(دستور زبان - بیانگر عمل مکرر) بسایند نما · فعل بسایند نما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن