ترجمه "fretwork" به فارسی
شبکه کاری, مشبک کاری بهترین ترجمه های "fretwork" به فارسی هستند.
fretwork
noun
دستور زبان
ornamental woodwork either carved in low relief or cut through with a fretsaw [..]
-
شبکه کاری
noun -
مشبک کاری
revealed itself as nothing more and nothing less than the dome of a vast cathedral rising among a fretwork of white spires.
نه کمتر و نه بیشتر، گنبد کلیسای جامعی شد که از بین مشبک کاری منارههای سفید قد برافراشته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fretwork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fretwork"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن