ترجمه "friendly" به فارسی
دوستانه, مهربان, موافق بهترین ترجمه های "friendly" به فارسی هستند.
friendly
adjective
noun
adverb
دستور زبان
(sports) A game which is of no consequence in terms of ranking, betting etc. [..]
-
دوستانه
adjectivewarm, approachable
Just being friendly to somebody who's new in town.
فقط ميخوام با کسي که توي اين شهر تازه وارده ، دوستانه رفتار کنم.
-
مهربان
adjectiveThe joy of being with such friendly people, after the stress of the last few days, was immense.
بودن اشخاص مهربان و صمیمی پس از تنش ان چند روز اخیر فوقالعاده لذت بخش بود.
-
موافق
adjectiveGenerally warm, approachable and easy to relate with in character.
-
ترجمه های کمتر
- صمیمانه
- خودی
- یار
- مددگر
- یاور
- یارمند
- شفیق
- مساعد
- دوست داشتنی
- دوست وار
- محبت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " friendly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "friendly"
عباراتی شبیه به "friendly" با ترجمه به فارسی
-
جزاير فرندلي
-
سازگار با محیط زیست
-
تونگا · جزاير فرندلي · پادشاهي تونگو
-
رجوع شود به tonga
-
تلفیق دوستانه، ادغام توافقی
-
رفاقت · مساعدت · یاری
-
ویژگیهای محیط زیستی (تناسب با محیط زیست)
-
(به ویژه کامپیوتر) آسان کاربرد · آسان برای استفاده کننده · سهل العمل · کاربر دوست · کاربرپسند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن