ترجمه "friendliness" به فارسی
رفاقت, مساعدت, یاری بهترین ترجمه های "friendliness" به فارسی هستند.
friendliness
noun
دستور زبان
The quality of being friendly. [..]
-
رفاقت
They sat at friendly tables for eight, choosing places by lot.
همه در عین رفاقت پشت میزهای هشت نفره نشستند، هرکس جای خود را به قرعه انتخاب کرده بود.
-
مساعدت
-
یاری
I thanked him with all my heart, for it was friendly in him to offer to take that trouble.
از ته دل از او تشکر کردم، زیرا یاری او بسیار قابل ستایش بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " friendliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "friendliness" با ترجمه به فارسی
-
خودی · دوست داشتنی · دوست وار · دوستانه · شفیق · صمیمانه · محبت آمیز · مددگر · مساعد · مهربان · موافق · یار · یارمند · یاور
-
جزاير فرندلي
-
سازگار با محیط زیست
-
تونگا · جزاير فرندلي · پادشاهي تونگو
-
رجوع شود به tonga
-
تلفیق دوستانه، ادغام توافقی
-
ویژگیهای محیط زیستی (تناسب با محیط زیست)
-
(به ویژه کامپیوتر) آسان کاربرد · آسان برای استفاده کننده · سهل العمل · کاربر دوست · کاربرپسند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن