ترجمه "friendless" به فارسی
بیکس, بی دوست, بی یار بهترین ترجمه های "friendless" به فارسی هستند.
friendless
adjective
دستور زبان
Without friends. [..]
-
بیکس
4. Here, homeless and friendless, after thirty seven years of bitter captivity, perished a noble stranger, natural son of Louis XIV.
4. در اینجا نجیبزادهی گمنامی یعنی فرزند طبیعی لوئی چهارده بیکس و درمانده، پس از سیوهفت سال حبس دردناک بدرود زندگی گفت.
-
بی دوست
The more solitary, the more friendless, the more unsustained I am, the more I will respect myself.
من هر چه بیشتر تنها، بی دوست و بی پناه باشم بیشتر شرافت خودم را حفظ میکنم.
-
بی یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " friendless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "friendless" با ترجمه به فارسی
-
بی کسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن