ترجمه "frig" به فارسی
گاییدن, (خودمانی - ناپسند), (عامیانه - انگلیس) رجوع شود به fridge بهترین ترجمه های "frig" به فارسی هستند.
frig
verb
noun
دستور زبان
(intransitive, obsolete) to fidget, to wriggle around [..]
-
گاییدن
-
(خودمانی - ناپسند)
-
(عامیانه - انگلیس) رجوع شود به fridge
-
ترجمه های کمتر
- (معمولا با: around) اتلاف وقت کردن
- جماع کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frig" با ترجمه به فارسی
-
بیرون افتادن · لم دادن
-
(خودمانی - ناپسند - برای نشان دادن ناخشنودی و غیره) لعنتی · بد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن