ترجمه "fringing" به فارسی

fringing noun adjective verb دستور زبان

Present participle of fringe. [..]

ترجمه خودکار " fringing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"fringing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fringing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fringing" با ترجمه به فارسی

  • علوم حاشیهای
  • افراد حاشیه نشین
  • مزایای شغلی
  • (در احزاب و گروه ها و مذهب و غیره) جناح بسیار افراطی · گروه متعصب و چل
  • مزایای شغلی، مزایای فرعی، مرایای غیر نقدی، مزایای اضافی
  • (گیاه شناسی) زیتون گل آور (جنس Chionanthus از خانواده ی زیتون ها - بومی جنوب خاوری ایالات متحده)
  • (گیاه شناسی) ثعلب حاشیه ارغوانی (Habenaria psycodes)
  • (پرداخت های اضافه بر مزد مثلا به حساب بازنشستگی یا بیمه یا مرخصی با حقوق) مزیت (مزایای) جنبی · مزایای شغلی
اضافه کردن

ترجمه های "fringing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه