ترجمه "frisbee" به فارسی
فریزبی, دیسک, (اسباب بازی) بشقاب پرنده بهترین ترجمه های "frisbee" به فارسی هستند.
frisbee
verb
noun
دستور زبان
Alternative form of Frisbee. [..]
-
فریزبی
Well, we'd be free to play Frisbee and give each other massages.
خب، ما در فریزبی بازی کردن و ماساژ دادن یکدیگر آزاد خواهیم بود.
-
دیسک
noun -
(اسباب بازی) بشقاب پرنده
-
ترجمه های کمتر
- (نام بازرگانی)
- بازی با فریزبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frisbee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frisbee
verb
noun
دستور زبان
A plastic disk that is thrown with a snap of the wrist so as to spin it to aid in keeping it aloft; used for recreation. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Frisbee" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Frisbee در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "frisbee"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن