ترجمه "frivol" به فارسی
(عامیانه) وقت تلف کردن, به هدر دادن بهترین ترجمه های "frivol" به فارسی هستند.
frivol
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To behave frivolously. [..]
-
(عامیانه) وقت تلف کردن
-
به هدر دادن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frivol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frivol" با ترجمه به فارسی
-
متلف
-
جلفی
-
ازروی سبکسری · ازروی سبکی · بنادانی · بیهوده
-
احمق · احمقانه · بازیگوش · بی خیال · بی فکرانه · بی نتیجه · بیهوده · سبک سر · سبکسر · سرسری · شوخ · شوخ چشم · مل و مست · ناچیز · پشیز مانند · پوچ · کم ارزش
-
متلف
-
(جمع) سرگرمی های سبکسرانه · بچگی · بی معنایی · خل بازی · سبکسری · سبکی · شوخی · فریبکاری · لهوولعب · کم عقلی
-
(جمع) سرگرمی های سبکسرانه · بچگی · بی معنایی · خل بازی · سبکسری · سبکی · شوخی · فریبکاری · لهوولعب · کم عقلی
-
احمق · احمقانه · بازیگوش · بی خیال · بی فکرانه · بی نتیجه · بیهوده · سبک سر · سبکسر · سرسری · شوخ · شوخ چشم · مل و مست · ناچیز · پشیز مانند · پوچ · کم ارزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن