ترجمه "frivolity" به فارسی

سبکسری, شوخی, لهوولعب بهترین ترجمه های "frivolity" به فارسی هستند.

frivolity noun دستور زبان

frivolous act [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سبکسری

    He hated the frivolity of those writers whose art uses adultery as a spicy flavoring.

    از سبکسری برخی نویسندگان که از زناکاری به هنر خود چاشنی میدهند منزجر بود:

  • شوخی

    noun
  • لهوولعب

  • ترجمه های کمتر

    • فریبکاری
    • بچگی
    • سبکی
    • (جمع) سرگرمی های سبکسرانه
    • بی معنایی
    • خل بازی
    • کم عقلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frivolity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frivolity" با ترجمه به فارسی

  • متلف
  • جلفی
  • ازروی سبکسری · ازروی سبکی · بنادانی · بیهوده
  • احمق · احمقانه · بازیگوش · بی خیال · بی فکرانه · بی نتیجه · بیهوده · سبک سر · سبکسر · سرسری · شوخ · شوخ چشم · مل و مست · ناچیز · پشیز مانند · پوچ · کم ارزش
  • (عامیانه) وقت تلف کردن · به هدر دادن
  • متلف
  • احمق · احمقانه · بازیگوش · بی خیال · بی فکرانه · بی نتیجه · بیهوده · سبک سر · سبکسر · سرسری · شوخ · شوخ چشم · مل و مست · ناچیز · پشیز مانند · پوچ · کم ارزش
  • احمق · احمقانه · بازیگوش · بی خیال · بی فکرانه · بی نتیجه · بیهوده · سبک سر · سبکسر · سرسری · شوخ · شوخ چشم · مل و مست · ناچیز · پشیز مانند · پوچ · کم ارزش
اضافه کردن

ترجمه های "frivolity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه