ترجمه "frogs" به فارسی
قورباغهها, رانا, قورباغه بهترین ترجمه های "frogs" به فارسی هستند.
frogs
verb
noun
Plural form of frog. [..]
-
قورباغهها
A distant train rumble seeped upwards from the frog stained road.
صدای آهسته و سنگین قطاری از بالای جاده پر از لکههای قورباغهها، به گوش میرسید.
-
رانا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frogs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frogs
noun
plural of [i]Frog[/i]
-
قورباغه
noun
عباراتی شبیه به "frogs" با ترجمه به فارسی
-
حرکت پاها در شنای قورباغه
-
پاهاي قورباغه (غذا) · پای قورباغه
-
(برجستگی شاخی و مثلث شکل در نیمه ی خلفی زیر سم اسب) میان سم · (حلقه ی قیطانی که دکمه ی لباس در آن جا می افتد) مادگی قیطانی · (حلقه یا قلاب روی کمر بند که شمشیر یا سر نیزه را از آن می آویزند) شمشیر آویز · (خودمانی - تحقیر آمیز) مرد فرانسوی · (زبانه ای که روی ریل راه آهن کار می گذارند تا در دو راهی ها از خارج شدن چرخ ها از ریل جلوگیری کند) زبانه ی ریل · (ویولون) چوب آرشه · سرنیزه آویز · غوک · قورباغه · وزغ · چرخ نگهدار
-
تف قورباغه · رجوع شود به cuckoo spit
-
(جانورشناسی) وزغ پرنده (انواع وزغ های دارزی به ویژه جنس Rhacophorus که انگشتان پرده دارشان آنها را قادر به جهش های طولانی می کند)
-
قورباغه معمولی
-
قورباغه درختی سبز
-
قورباغه پنجه دار آفریقایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن