ترجمه "frolicsome" به فارسی

شنگول, سر مست, شاد و خرم بهترین ترجمه های "frolicsome" به فارسی هستند.

frolicsome adjective دستور زبان

Given to frolicking; playful [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنگول

  • سر مست

  • شاد و خرم

  • ترجمه های کمتر

    • مشغول بازیگوشی
    • مل و مست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frolicsome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frolicsome" با ترجمه به فارسی

  • خوشی · شادمانی · شوخی · وجد
  • ازروی خوشی یاوجد · ازروی شوخی · شوخ وار
اضافه کردن

ترجمه های "frolicsome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه