ترجمه "frontiersman" به فارسی

مرد سر حد نشین, مرز نشین بهترین ترجمه های "frontiersman" به فارسی هستند.

frontiersman noun دستور زبان

A person who lives in a wild and undeveloped area beyond the reach of civilization. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرد سر حد نشین

  • مرز نشین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frontiersman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frontiersman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه