ترجمه "froward" به فارسی
سرکش, مخالف, (مهجور) نامساعد بهترین ترجمه های "froward" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Come, you froward and unable worms. ↔ بیایید ، ای حشرات سرکش و ضعیف
froward
adjective
adposition
دستور زبان
Disobedient, unmanageable; with an evil disposition. [..]
-
سرکش
adjectiveCome, you froward and unable worms.
بیایید ، ای حشرات سرکش و ضعیف
-
مخالف
noun adjective -
(مهجور) نامساعد
-
ترجمه های کمتر
- خود سر
- لگام ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " froward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "froward" با ترجمه به فارسی
-
خودرایی · خودسری · سرسختی · سرکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "froward" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Come, you froward and unable worms.
بیایید ، ای حشرات سرکش و ضعیف