ترجمه "frown" به فارسی
اخم, اخم کردن, ناخشنودی بهترین ترجمه های "frown" به فارسی هستند.
frown
verb
noun
دستور زبان
A facial expression in which the eyebrows are brought together, and the forehead is wrinkled, usually indicating displeasure, sadness or worry, or less often confusion or concentration. [..]
-
اخم
nounfacial expression [..]
I just felt her frowning at me, thinking.
فقط حس کردم که به من اخم کرده و در فکر است.
-
اخم کردن
verbto have a frown on one's face
I just felt her frowning at me, thinking.
فقط حس کردم که به من اخم کرده و در فکر است.
-
ناخشنودی
-
ترجمه های کمتر
- عبوسی
- (با: on یا upon) با اخم نگاه کردن (به)
- (مجازی) با بی میلی نگاه کردن به
- ابرو در هم کشیدن
- از سر سیری (به چیزی) نگاه کردن
- ترش رویی
- سگرمه در هم کشیدن
- عبوس شدن
- ناخشنودی نشان دادن
- ناپسند شمردن
- ناچیز پنداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frown"
عباراتی شبیه به "frown" با ترجمه به فارسی
-
ناپسند شمردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن