ترجمه "frowziness" به فارسی
بدبویی, شلختگی بهترین ترجمه های "frowziness" به فارسی هستند.
frowziness
noun
دستور زبان
The quality of being frowzy [..]
-
بدبویی
-
شلختگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frowziness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frowziness" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) بد بو · بد سر و وضع · دارای بوی رطوبت و کپک زدگی · شلخته و کثیف · ولنگار (frowsy هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن