ترجمه "frugality" به فارسی
امساک, سادگی, صرفه جویی بهترین ترجمه های "frugality" به فارسی هستند.
frugality
noun
دستور زبان
The quality of being frugal; prudent economy; thrift. [..]
-
امساک
All the way down Yugoslavia he had eaten frugally
در تمام طول سفرش در یوگسلاوی از خوردن امساک کرده بود.
-
سادگی
noun -
صرفه جویی
Their housekeeping was of a very frugal kind:
زندگی روزمرهء خانواده به صرفه جویی برگزار میشد.
-
ترجمه های کمتر
- میانه روی
- کم خرجی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frugality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن