ترجمه "fruitage" به فارسی

میوه جات, ثمرات, ثمره بهترین ترجمه های "fruitage" به فارسی هستند.

fruitage noun دستور زبان

Fruit, collectively. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میوه جات

    noun
  • ثمرات

    He blesses our efforts with his holy spirit, which produces beautiful fruitage in us.

    یَهُوَه کوششهای آنان را برکت میدهد و ثمرات زیبای روحالقدس را در ایشان پدید میآورد.

  • ثمره

    Despite the country’s continued instability, the Kingdom-preaching work is bearing fruitage in Sierra Leone.

    با اینکه اوضاع کشور همواره بیثبات است، ولی کار موعظهٔ ملکوت همچنان در سیرالئون ثمره میآورد.

  • ترجمه های کمتر

    • نتیجه
    • پیامد
    • برها
    • محصولات
    • بار دهی
    • تره بار
    • میوه آوری
    • میوه ها
    • پر باری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fruitage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fruitage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه